نویسنده (های) وبلاگ س.عیلمی‌زاده
آرشیو وبلاگ
      مامۆستا و خوێندکاران ()
  نویسنده: س.عیلمی‌زاده - ۱۳۸٢/٥/٢۸

يكم: در نظر دارم انديشه‌ي تأسيس يك كتاب‌خانه‌ي كُردي را كه در سر داشتم جامه‌ي عمل بپوشانم و اساس كار را با خريد كتب كُردي آغاز كرده‌ام. چنانچه كتابي كُردي را در كتاب‌خانه‌تان سراغ داريد كه ديگر مايل يه خواندنش نيستيد مي‌توانيد با اهداي آن به كتاب‌خانه‌ي مدرسه‌ي ما در اين امر خير سهيم شويد. آدرس من:

مريوان صندوق پستي 167- 66715 ، صلاح علمي‌زاده

دوم: ديروز به همراه خواهر كوچكترم كه در دبيرستان‌هاي مريوان، رياضيات تدريس مي‌كند در جلسه‌ي سازمان‌دهي دبيران شهر شركت كردم. اكثر دبيران مرد تمايل داشتند كه در دبيرستان‌هاي دخترانه تدريس كنند! مهمترين چرايي مسئله اين‌است كه به سبب كمبود اطلاعات در زمينه‌ي رشته‌ي تخصصي خود و به دليل عدم اعتراض دختران! نسبت به كم‌كاري آنها جرأت حضور در دبيرستان‌هاي پسرانه را ندارند! فاجعه است برای جامعه‌ای  كه معلمش خواهان تدريس در جايي است كه شاگردانش به جهت تبعيض جنسي قادر به اعتراض نيستند و محكوم به دختر بودن هستند!!!

  نظرات ()
  نویسنده: س.عیلمی‌زاده - ۱۳۸٢/٥/٢۳

زندگي در جوامع كثرت‌گرا (Pluralistic) كه از نژادها و فرهنگ‌ها و اديان و مذاهب چندگانه تشكيل مي‌شوند، به علت تفاوت ارزش‌ها باعث مي‌شود انتظارات از آموزش و پرورش به همان نسبت متفاوت و مختلف باشد

به عنوان يك معلم كُرد از شاگردم انتظار دارم به آنچه كه ارزش محسوب مي‌شود و مختص فرهنگ كُرد است پايبند باشد و به موازات آن حكومت امكان تقويت فرهنگ ملي را در مدرسه و كلاس به صورتي فراهم كند كه بتوان به بالندگي و رشد فرهنگ ملي كمك نمود.

نمي‌دانم چرا وقتي صحبت از فرهنگ مي‌شود دوستان كُردم تنها زبان را از اجزاي آن به حساب آورده و از ساير اركان فرهنگ غافل مي‌شوند. انتظار ندارم بلكه حق طبيعي و انساني خود مي‌دانم شاگردم را با لباس ملي پشت ميزهاي درس كلاسي ببينم كه كتابهايش از اشعار كُردي لبريز باشند و انسان دوستي و احترام به ساير اديان و نژادها را با همان زبان بياموزند! از اتحاد واقعي بشر به جاي واژه‌ي حفظ تماميت ارضي استفاده كنند!

براي تمام ملل جهان حفظ ارزش‌ها و فرهنگ ملي واجبي است كه نبايد به تعصب و جدايي‌طلبي معني شود...

  نظرات ()
  نویسنده: س.عیلمی‌زاده - ۱۳۸٢/٥/٢۱

امروز از « ژاوه‌روُ » برگشتم.

احساس پيروزي و بُرد با حضور پررنگ همكاران و دوستانم در دوره‌هايIT توأم شده است و از اينكه معلم كُرد را اينگونه لبريز از احساس نياز براي يادگيري مي‌بينم به آينده بسيار اميدوار مي‌شوم. همكاراني در كلاسم نشسته بودند كه به مرز بازنشستگي رسيده‌اند و كيلومترها راه را به شوق آموختن طي نموده و با ديدن پيشرفت‌هاي تكنولوژي ارتباطي و به منظور همراهي كاروان معلمان پيشرو چه زيبا بود ديدن همكاري كه تنها سرمايه‌اش را كه موتور سيكلتش بود به عزم خريد كامپيوتر در همان كلاس به مزايده گذاشت و قرار است امروز با برگشتنم به اينجا بيايد و به خريد سيستمي اقدام نمايد كه سيستم پوسيده‌ي آموزش سنتي را بتواند با آن دگرگون سازد!

يكي از شركت كنندگان در كلاس پدر فرانك ( از شاگردان امسال ) بود. وقتي بعد از اتمام كلاس به منزلشان كه در 10 كيلومتر محل كارگاه و در روستاي ديگري واقع شده، برگشتيم، هنوز به در ورودي نرسيده فرانك را ديدم كه دوان دوان به پيشوازمان آمده بود و مي‌خواست بفهمد كه آيا رقيب پرقدرتي برايش پيدا شده است كه او را از يكه‌تازي در ميدان كامپيوتر بياندازد! و چه‌قدر خوشحال شد آنگاه كه فهميد هنوز پدر با دخترش فاصله‌ي بسياري دارد و ممكن نيست جايگاهش به خطر بيافتد!!!

از آنجا كه تدريس در كلاس را هميشه با زبان كُردي انجام مي‌دهم بسياري از دوستانم از ترس آبروريزي به سبب جهل نسبت به زبان مادري! مجبور شده بودند از قبل به صورت دست و پا شكسته هم كه شده، به آموختن زباني اقدام كنند كه اجدادشان با بذل جان و مالشان حاضر به جايگزيني آن با زبان ديگري نشده‌ بودند و اينك اين امر چنان تثبيت شده است كه هيچ دشمني اينقدر احمق نخواهد بود كه بخواهد براي از بين بردنش به صرف بودجه بپردازد!

  نظرات ()
  نویسنده: س.عیلمی‌زاده - ۱۳۸٢/٥/۱٥

يكم: عاقبت پس‌از كش‌ و قوس‌هاي بسيار امروز در سازمان‌دهي دبيران براي سال‌تحصيلي جاري به طور ناگهاني از تصميمي كه براي رفتن از اينجا گرفته بودم پشيمان شده و امسال را هم با بچه‌ها خواهيم بود هر چند كه مطمئنم با مشكلات بسياري روبرو خواهم شد و همكاران ارجمندي كه پارسال را با ايده‌ي (هر كس با ما نيست حق حيات ندارد) عرصه را چنان بر ما تنگ كرده بودند كه مجال حركت و دنبال نمودن برنامه‌هاي از قبل طراحي شده را نداشتم، بيكار نخواهند نشست و سعي در به انفعال كشاندنمان خواهند داشت ولي با اين حال مدارا و جلوگيري از بروز تنش را در برنامه‌ريزي امسال پررنگ‌تر از هميشه و فعالانه با دوستان رعايت خواهيم نمود باشد كه همگي بياموزيم در سايه‌ي ديالوگ و گفتمان و با در نظر داشتن برد - برد و نه برد - باخت مي‌توان با غير همفكران خود مذاكره نمود و به نتيجه‌ي دلخواه رسيد.

دوم: در روزهاي آينده انجمن صنفي معلمان استان كردستان - شعبه‌ي سروآباد به منظور پر نمودن خلاء عدم دسترسي معلمان به منابع اطلاعاتي روز ادامه‌ي نهضت آموزش معلمان را با برگزاري كلاس‌هاي IT در منطقه‌‌ي « ژاوه‌روُ» دنبال خواهد نمود و با اين اوصاف تا روز سه‌شنبه‌ي هفته‌ي آينده را در « ژاوه‌روُ» خواهم بود. شايد به جرأت بتوان گفت « ژاوه‌روُ» زيباترين و منحصر به فرد‌ترين منطقه‌ي كُردستان است!!!

  نظرات ()
با شاگردان نویسنده: س.عیلمی‌زاده - ۱۳۸٢/٥/۱٢

در راه سنندج-۸ اردی‌بهشت‌ماه ۸۲

آخرين روز سال‌تحصيلی ۸۲/۸۱

  نظرات ()
شركت تعاوني! نویسنده: س.عیلمی‌زاده - ۱۳۸٢/٥/۸

يكي از مشخصه‌هاي بارز منطقه‌اي كه ما در آن زندگي مي‌كنيم تبعيت كامل زنان از مردانشان است و لو به زيانشان هم باشد ( چرا كه جز اين چاره‌اي نيست!). تعصب‌هاي كور و نظام عشيره‌اي باعث شده است زن را تنها عامل زاد و ولد بدانند و در خوشبينانه‌ترين حالت شريك زندگيي كه تنها وظيفه‌اش پخت و پز و خانه‌داري!!! است. هر گاه دليل سكوت زنان در برابر اين ظلم آشكار را از خودشان پرسيده‌ام اكثراً اظهار داشته‌اند كه به دليل عدم وجود حامي و پشتيبان واقعي در بين جامعه و حتي خانواده‌ي پدري، نمي‌توانند به وضع موجود معترض شوند و جملگي هم به اين نكته اشاره داشته‌اند كه در صورت استقلال مالي ديگر هراسي از نبود پشتيبان هم ندارند ولي متأسفانه اكثريت زنان منطقه‌ي ما از استقلال مالي بهره‌اي ندارند. از مدتها قبل به اين فكر افتاده‌ام كه با تأسيس شركتي كه تمام دخترانم اعضاي آن باشند، پيشاپيش زمينه‌ي خود باوري و اعتماد به نفس را در آنها تقويت كنم. اينك در حال تهيه‌ي اساس‌نامه‌ي شركت تعاوني كامپيوتري هستم كه بچه‌ها در ايام فراغت از تحصيل بتوانند با فعاليت در آن هم از توانمندي‌هاي خود استفاده كنند هم به نسبت دوستان خود به استقلال نسبي مالي برسند. سهام‌داران شركت كوچك ما هم شاگردانم با پس‌انداز‌هاي خود خواهند بود. چنان‌چه تجربه‌اي در اين زمينه داريد و يا پيشنهادي براي انجام بهتر كار داريد، لطفاً با ارائه ي نظرات خود ما را ياري دهيد.

  نظرات ()
  نویسنده: س.عیلمی‌زاده - ۱۳۸٢/٥/٤

مطلب زير را همراه با ملاحظات بسيار و خودداري از به‌‌كار‌گيري جملات و واژگان دل‌خواه، براي هفته‌نامه‌ي « سيروان » نوشته بودم كه در شماره‌ي 216 تاريخ 17 اسفند 81 چاپ شده بود. لطفاً نطرات خود را در قسمت پيام‌هاي ديگران درج نماييد تا از ديدگاه‌هاي يك‌ديگر آگاه شويم:

«دوزبانگي» يكي از موانع مهم بر سر راه آموزش كودكاني است كه بايد به زباني غير از زبان مادري بياموزند، فكر كنند و آموختني‎ها را ارئه دهند. از آنجا كه ما كُردها هم با چنين مشكلي مواجه هستيم، در اين رابطه ذكر چند نكته ضروري است:

يكم: با توجه به اينكه داراي اقليت زباني كوچكتر و كم‎نفوذتري هستيم، متكلمين كُردزبان اغلب از روي ضرورت عملي محض به دوزبانگي گرايش پيدا كرده‎اند و اين مسئله تا بدانجا پيش‎رفته است كه بسياري از افراد تحصيل‎كرده ما در عين اينكه قادر به نوشتن به زبان مادري نيستند. به علت دوري از زبان معيار مجبورند خودماني‎ترين نامه‎ها را به زبان بيگانه بنويسند.

دوم: مدت‎ها است كه علي‎رغم روشن و واضح بودن اصل پانزدهم قانون اساسي، به علت عدم اجراي آن پس از گذشت ساليان دراز از تصويب آن، هنوز بحث بر سر لزوم اجراي آن يكي از مباحث داغ محافل سياسي و فرهنگي اقليت‎هاي زباني است تا جايي كه يكي از پررنگ‎ترين شعارهاي تبليغاتي كانديداهاي مجلس، وعده‎ي تلاش جهت تحقق اين اصل فراموش شده‎ي قانون اساسي است!

سوم: اينكه چرا تا به‎حال رسماً شاهد اجراي اصل پانزدهم قانون اساسي نبوده‎ايم، بحث ديگري است، اما با كمال تأسف شاهد هستيم كه اكثر قريب به اتفاق معلمين كُرد ترجيح مي‎دهند در كلاس‎هاي درس به زبان فارسي درسي را تدريس نمايند كه دانش‎آموز مجبور است يك‎بار آنرا به زبان غيرمادري شنيده، آنگاه در ذهن خود به زبان مادري ترجمه و درك نموده و سپس مجدداً به زبان فارسي ارائه دهد. براي مثال در كلاس‎هاي درس زبان‎انگليسي و عربي اكثر معلمين ما زبان غيرمادري را واسطه‎ي آموزش زبان بيگانه‎اي قرار داده‎اند كه در حالت عادي هم آموزش آن مسايل بسياري را ايجاد مي‎كند. در چنين حالتي سخن از اجراي اصول قانون اساسي از آن‎جهت خنده‎دار به نظر مي‎رسد كه تعقيب‎كنندگان آن خود حاضر نيستند حتي به زبان مادري تدريس نمايند چه برسد به اين‎كه با همين زبان بخوانند و بنويسند. ( هر چند كه هرگز به خاطر تدريس به زبان كُردي مورد مواخذه قرار نگرفته‎ام كما اينكه از روز اول تدريس تنها به زبان كُردي حاضر به آموزش شده‌ام و به هيچ عنوان حاضر نيستم كلمه‌اي به زبان بيگانه براي دانش‌آموز كُرد تدريس نمايم!).

چهارم: بايستي درك نمود كه تدريس به زبان مادري( هر چند كه نگارش مطالب به زبان غيرمادري باشد ) در حكم شناسايي هويت و شخصيت اجتماعي و فرهنگي دانش‎آموزان مي‎باشد و توسعه و رشد فرهنگ اقليت را نيز باعث مي‎شود. مسلماً براس دانش‎آموز كُرد ضروري است كه فارسي را بياموزد، چون در جامعه‎اي زندگي مي‎كند كه بايد به عنوان بخشي از آن انجام وظيفه نمايد اما زبان كُردي را مي‎توان به موازات زبان رسمي به عنوان وسيله‎ي آموزش به كار برد.

پنجم: نقش حكومت با انتخاب يك زبان ملي به پايان نمي‎رسد و بايد با فراهم نمودن زمينه‎ي مناسب جهت رشد و تعالي زبان‎هاي اقليت، آنها را براي رسيدن به ادبيات مستقل ياري داده و آنرا در جهت تحكيم پايه‎هاي زبان رسمي به كار گيرد.

در پايان هم ذكر اين نكته ضروري است كه امروز ديگر وفاداري زباني نمي‎تواند حربه‎اي نيرومند باشد و براي كسب امتياز مورد بهره‎برداري قرار گيرد. اختناق سياسي از طريق زبان محكوم به شكست است كه نمونه‎ي بارز آنرا مي‎توان در تركيه به روشني مشاهده كرد.

 

  نظرات ()
  نویسنده: س.عیلمی‌زاده - ۱۳۸٢/٥/٢

هدي وهابي:

دلگير و افسردهتعطيلي سه‌ماهه تابستون به حدي كسالت‌آور و طولانييه كه تنها مي‌توان لفظ افتضاح را براي آن به كار برد. قرار بود روزاي دوشنبه و چهارشنبه هر هفته بچه‌ها بيان كارگاه كامپيوتر ولي گويا به خاطر مسائل و مشكلاتي كه براي آقاي علمي‌زاده پيش آوردن اين مسئله فعلاً كنسله! اما خاطره‌اي از مدرسه رو كه در ذهنم نقش بسته براتون تعريف مي‌كنم:

اوايل سال‌تحصيلي بود كه صداي اعتراض آقا معلممون فضاي مدرسه رو پر كرد. نتيجه‌ي اين اعتراض و داد و بي‌داد! تعطيلي كلاس بود در اون روز. فردا وقتي جريان رو فهميديم از خنده روده‌بر شديم: شيفت مخالف هنرستان ما، پيش‌دانشگاهي دخترانه است كه هم ما و هم اونا مدرسه‌مون چهاركلاسه‌است يعني همزمان تنها چهار معلم در مدرسه حضور دارن. گويا مدير پيش‌دانشگاهي انباري مدرسه رو براي دفتر آقايان در نظر گرفته بودن و روي در اون هم نوشته بودن: دفتر برادران.

آقاي علمي‌زاده وقتي اين رو مي‌بينن كاغذ رو پاره مي‌كنن و مي‌گن: اولاً من برادر نيستم و آقام! دوماً به فرض اينكه برادر باشم نشستن ما در اتاق خواهران كه ايرادي نداره! اونا كه همشيره‌مون هستن! خلاصه اينكه اين موضوع رو توهين و جسارت نه به تنها خودشون كه به تمام بشريت! دونسته و گفته بودن من ديگه حاضر نيستم در مدرسه‌اي تدريس كنم كه نه به معلمش اعتماد دارن و نه حاضرن مرزهايي رو كه ديگران در حال برداشتنش هستن، در اينجا در حال تحكيم پايه‌هاش ببينن!

فرداي اون روز با عذر خواهي باني اين كار و برگشتن روال سابق معلممون حاضر شدن برگردن كلاس و اولين جملاتش رو خوب به خاطر دارم:

زن و مرد، خواهر و برادر، دختر و پسر، واژه‌هايي هستن كه ديگه كاربردشون رو از دست دادن. طبقه بندي انسان‌ها از روي جنسيتشون و به كار بردن مرتب اونا، توهين به كرامت انسان‌هاست. ما سيب و گلابي نيستيم كه درجه يك و دو داشته باشيم. همه‌مون اگه هم لازم بشه، خانم و اقا هستيم!

خلاصه نتيجه‌ي كار اين شد كه هنرستان ما از صميميت موج مي‌زد و شيفت مخالف ما در در اخم و قهر شناور بود! حالا چرا، من نمي‌خوام بگم!!!

  نظرات ()
مطالب اخیر ۱۳٩٦/٥/۱٥ خێره‌کانی مردن له کوردستاندا! نیشتمانپه‌روه‌ر! هــه‌ڵـــه‌بــــجه! خه‌ڵک! شه‌ڵماش ره‌وگه ره‌وگه ئه‌م " که‌رکووک " ه ئاقیبه‌ت ....! ۱۳۸٦/۳/٩
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب