نویسنده (های) وبلاگ س.عیلمی‌زاده
آرشیو وبلاگ
      مامۆستا و خوێندکاران ()
  نویسنده: س.عیلمی‌زاده - ۱۳۸٢/٥/٤

مطلب زير را همراه با ملاحظات بسيار و خودداري از به‌‌كار‌گيري جملات و واژگان دل‌خواه، براي هفته‌نامه‌ي « سيروان » نوشته بودم كه در شماره‌ي 216 تاريخ 17 اسفند 81 چاپ شده بود. لطفاً نطرات خود را در قسمت پيام‌هاي ديگران درج نماييد تا از ديدگاه‌هاي يك‌ديگر آگاه شويم:

«دوزبانگي» يكي از موانع مهم بر سر راه آموزش كودكاني است كه بايد به زباني غير از زبان مادري بياموزند، فكر كنند و آموختني‎ها را ارئه دهند. از آنجا كه ما كُردها هم با چنين مشكلي مواجه هستيم، در اين رابطه ذكر چند نكته ضروري است:

يكم: با توجه به اينكه داراي اقليت زباني كوچكتر و كم‎نفوذتري هستيم، متكلمين كُردزبان اغلب از روي ضرورت عملي محض به دوزبانگي گرايش پيدا كرده‎اند و اين مسئله تا بدانجا پيش‎رفته است كه بسياري از افراد تحصيل‎كرده ما در عين اينكه قادر به نوشتن به زبان مادري نيستند. به علت دوري از زبان معيار مجبورند خودماني‎ترين نامه‎ها را به زبان بيگانه بنويسند.

دوم: مدت‎ها است كه علي‎رغم روشن و واضح بودن اصل پانزدهم قانون اساسي، به علت عدم اجراي آن پس از گذشت ساليان دراز از تصويب آن، هنوز بحث بر سر لزوم اجراي آن يكي از مباحث داغ محافل سياسي و فرهنگي اقليت‎هاي زباني است تا جايي كه يكي از پررنگ‎ترين شعارهاي تبليغاتي كانديداهاي مجلس، وعده‎ي تلاش جهت تحقق اين اصل فراموش شده‎ي قانون اساسي است!

سوم: اينكه چرا تا به‎حال رسماً شاهد اجراي اصل پانزدهم قانون اساسي نبوده‎ايم، بحث ديگري است، اما با كمال تأسف شاهد هستيم كه اكثر قريب به اتفاق معلمين كُرد ترجيح مي‎دهند در كلاس‎هاي درس به زبان فارسي درسي را تدريس نمايند كه دانش‎آموز مجبور است يك‎بار آنرا به زبان غيرمادري شنيده، آنگاه در ذهن خود به زبان مادري ترجمه و درك نموده و سپس مجدداً به زبان فارسي ارائه دهد. براي مثال در كلاس‎هاي درس زبان‎انگليسي و عربي اكثر معلمين ما زبان غيرمادري را واسطه‎ي آموزش زبان بيگانه‎اي قرار داده‎اند كه در حالت عادي هم آموزش آن مسايل بسياري را ايجاد مي‎كند. در چنين حالتي سخن از اجراي اصول قانون اساسي از آن‎جهت خنده‎دار به نظر مي‎رسد كه تعقيب‎كنندگان آن خود حاضر نيستند حتي به زبان مادري تدريس نمايند چه برسد به اين‎كه با همين زبان بخوانند و بنويسند. ( هر چند كه هرگز به خاطر تدريس به زبان كُردي مورد مواخذه قرار نگرفته‎ام كما اينكه از روز اول تدريس تنها به زبان كُردي حاضر به آموزش شده‌ام و به هيچ عنوان حاضر نيستم كلمه‌اي به زبان بيگانه براي دانش‌آموز كُرد تدريس نمايم!).

چهارم: بايستي درك نمود كه تدريس به زبان مادري( هر چند كه نگارش مطالب به زبان غيرمادري باشد ) در حكم شناسايي هويت و شخصيت اجتماعي و فرهنگي دانش‎آموزان مي‎باشد و توسعه و رشد فرهنگ اقليت را نيز باعث مي‎شود. مسلماً براس دانش‎آموز كُرد ضروري است كه فارسي را بياموزد، چون در جامعه‎اي زندگي مي‎كند كه بايد به عنوان بخشي از آن انجام وظيفه نمايد اما زبان كُردي را مي‎توان به موازات زبان رسمي به عنوان وسيله‎ي آموزش به كار برد.

پنجم: نقش حكومت با انتخاب يك زبان ملي به پايان نمي‎رسد و بايد با فراهم نمودن زمينه‎ي مناسب جهت رشد و تعالي زبان‎هاي اقليت، آنها را براي رسيدن به ادبيات مستقل ياري داده و آنرا در جهت تحكيم پايه‎هاي زبان رسمي به كار گيرد.

در پايان هم ذكر اين نكته ضروري است كه امروز ديگر وفاداري زباني نمي‎تواند حربه‎اي نيرومند باشد و براي كسب امتياز مورد بهره‎برداري قرار گيرد. اختناق سياسي از طريق زبان محكوم به شكست است كه نمونه‎ي بارز آنرا مي‎توان در تركيه به روشني مشاهده كرد.

 

  نظرات ()
مطالب اخیر ۱۳٩٦/٥/۱٥ خێره‌کانی مردن له کوردستاندا! نیشتمانپه‌روه‌ر! هــه‌ڵـــه‌بــــجه! خه‌ڵک! شه‌ڵماش ره‌وگه ره‌وگه ئه‌م " که‌رکووک " ه ئاقیبه‌ت ....! ۱۳۸٦/۳/٩
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب