نویسنده (های) وبلاگ س.عیلمی‌زاده
آرشیو وبلاگ
      مامۆستا و خوێندکاران ()
  نویسنده: س.عیلمی‌زاده - ۱۳۸٢/٦/۳۱

مهر آمد

  خطر ريزش انار!!!!!!!! 

اول مهر هفت سال پيش، زماني كه به قول كُردها ( ميُشكم پرُ بوو!) را خوب به خاطر دارم. مدت‌ها بود كه خود را براي چنين روزي آماده كرده بودم و تمام حالت‌هاي ممكن را براي مواجه با مشكلات احتمالي بارها و بارها در ذهن خود تكرار كرده بودمآن‌روز به محض ورود به مدرسه ريزش اناري را كه انتظار داشتم به بهمن خنده‌ي معلمان بي‌انگيزه‌اي تبديل شد كه مرا به جرم تازه‌كار بودن ناوارد و ترسو و قانوني انگاشته بودند. چيزي نگفته و راحت بر صندلي كهنه‌ي « دفتر برادران »! نشستم و پس از اتمام سخنان همكاران، به گفتن چند جمله بسنده كردم:

«براي تمام انسان‌ها، فارغ از دين و جنسيت و مليت و احترام قائلم ولي هرگز در زندگيم از كسي دستور نگرفته‌ام و در حالتي كه هر كس مرا در موضع ضعف و خود را در موضع قدرت ببيند، تمام موجودات زنده را موش و مگس تصور مي‌كنم! ( كه‌س به پياو نازانم!) هرگز هم قانوني را كه آموزش و پرورش بدون ملاحضه‌ي موقعيت جغرافيايي و فرهنگي منطقه‌ي محل سكونتم وضع كرده باشد اجرا نخواهم كرد» و به كلاس رفتم. از آنروزها هفت سال گذشته است و بر خلاف پيش‌بيني همكاران آنروزم، سال به سال و روز به روز و لحظه به لحظه بر صبر و تحمل و علاقه‌ام نسبت به شاگردانم افزوده مي‌شود و هر روز بيش از روز قبل نسبت به آنها احساس نزديكي مي‌كنم. نمي‌دانم شما لذت «معلم» بودن را درك كرده‌ايد؟ هيچ چيز را در زندگي به طور قطع نمي‌توان جايگزين چنين احساسي نمود! اميدوارم هرگز شرايط به گونه‌اي پيش نيايد كه از افكار امروزم كوتاه بيايم و چيزهايي را اينك گناه مي‌پندارم، وادار به انجام آن گردماستقلال فكري، عشق به انسان‌ها و همراهي با جريان‌هاي اصيل روز و نوانديشي را رمز موفقيت معلم مي‌دانمبه اميد مشاهده‌ي روزي كه تمام معلمان و خصوصاً معلم كُرد را آنگونه ببينيم كه شايسته‌ي معلم است

  نظرات ()
مطالب اخیر ۱۳٩٦/٥/۱٥ خێره‌کانی مردن له کوردستاندا! نیشتمانپه‌روه‌ر! هــه‌ڵـــه‌بــــجه! خه‌ڵک! شه‌ڵماش ره‌وگه ره‌وگه ئه‌م " که‌رکووک " ه ئاقیبه‌ت ....! ۱۳۸٦/۳/٩
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب