كوردستان - مامۆستا و خوێندكارانی هونهرستانی كچانهی سهوڵاوای مهریوان
پێناسه:
دهسپێک
ئهرشیڤ
پێوهندی
@مامۆستا
به پێی بابهت
ههنبانه
امرداد ۸٧
بهمن ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
آذر ۸۱
گرێدان
میوان
rss 2.0

امروز صبح به همراه دوست همكاري كه در مدارس « اردوگاه بارامئاوا » تدريس ميكند به قصد تهيهي گزارشي تصويري از وضع آموزش كودكان پناهندهي كُرد عازم اردوگاه شديم. « اردوگاه بارامئاوا » در 25 كيلومتري جادهي مريوان
– سنندج واقع شده است و مكان اسكان آوارگان كُردي است كه بيشتر از 15 سال از پناهنده شدن آنها به ايران ميگذرد. جمعيت فعلي آنجا را به دليل عدم افشاي آن از سوي شاگردان نتوانستم پيدا كنم !!! وقتي به كلاس سوم راهنمايي مختلطي كه 12 شاگرد دختر و 3 پسر دانشآموز ساكنين آن بودند، وارد شدم، تمام فرضياتم را خيال يافتم!!! جو حاكم بر اينجا به گونهاي است كه كمترين اعتمادي را به هيچ كس و لو آن شخص «معلم» باشد ندارند و در فضاي وحشتناكي به سر ميبرند. وقتي كه در حضور بچهها به انتقاد از مسوولين اردوگاه پرداختم و با الفاظ تند آنها را …ناميدم! همه از ترس بر جاي خود ميخكوب شده بودند! بيچارهها به دليل ادامهي بقا ياد گرفته بودند كه نبايد چيزي گفت كه سكونت آنها را در اين وحشتستان با مشكلي مواجه سازد…در نظر داشتم پس از ديدن « اردوگاه بارامئاوا » گزارش مفصلي تهيه نمايم كه با ديدن اين وضع از انجام كار پشيمان شدم. در طول 5 ساعت حضور حتي قادر به تهيهي يك عكس نشدم ( همكاران به دليل مسائل خاصي مرا از اين كار منع كردند!!! ). حالا در نظر بگيريد آيندهي كودكي را كه در چنين مكاني پرورش مييابد… قرار است با تشويق دوستان معلمم كه در اردوگاه تدريس ميكنند، نوشتههاي اين دانشآموزان را ( كه عدم درج نام آنها را تضمين كردهام! ) هفتهي آينده دريافت و در وبلاگ هنرستان منتشر كنم. تا آنوقت از گفتن بيش از اين صرفنظر ميكنم… ...