نویسنده (های) وبلاگ س.عیلمی‌زاده
آرشیو وبلاگ
      مامۆستا و خوێندکاران ()
  نویسنده: س.عیلمی‌زاده - ۱۳۸٢/۱٠/٢۸

هميشه عادت داريم چيزهايي را كه اينك نداريم ( و هرگز نداشته‌ايم! ) به بودنشان در گذشته افتخار كنيم و خود را قومي با تمدني كهن و فرهنگ غني و ديرين تصور نمائيم!

نمي‌دانم به فرض محال، در گذشته هم داراي هر آن‌چه پنداريد بوده باشيم، مهم اين‌جاست كه اينك فاقد هر نوع عامل افتخاري هستيم كه از آن طريق بتوانيم خود را در بين ملل زنده و داراي فرهنگ و تمدن پويا و صنعت پيشرو و صاحب مكان مناسب در دنياي امروز جاي دهيم...

معضل بزرگي كه دامن‌گير ملت ما شده است برداشت‌هاي دفُرمه و كاريكاتوري از مفاهيم و واژگان غربي است كه آن‌ها خود با شرايط موجودشان، به آنها پاي‌بندي دارند...

روشن‌فكري كه بايد عاملي در راه برداشتن مرزهاي تصنعي ايجاد شده در بين افراد باشد، خود يوغي گشته بر گردن افراد روشن‌فكر‌نماي گه‌لي كورد!

در كردستان غربي مُد شده كسي كه خود را روشن‌فكر بنامد ( در اين مكان از ياد رفته با انسان‌هايي پر مدعا كه خود بهتر از هر كسي مي‌دانند ادعايشان به سبب بود نيست، بلكه نمودي از كم‌بود است!) قبل از هر چيز با سيگاري بر لب و ديوان اشعاري از بيُكه‌س يا شاملو به نفي موجوديت آفريدگار بپردازد و پست‌مدرن و فوكو و  فمينيسم و جامعه‌شناسي و ... از اين قبيل كلمات را هر جايي و در هر موردي تكرار كند و اندوهگين باشد از كم‌فهمي ملتي كه قدرشان را نمي‌دانند و افسرده از ...!

عاداتي را كه برشمردم نه به قصد توهين و تخطئه‌ي چنان وضعيتي، بلكه صرفاً به قصد نقل مشاهداتي كه داشته‌ام (و حاضر به اثباتشان هستم) بوده و ناقض آزادي‌هاي فردي نمي‌تواند باشد!

به هر حال، شخصاً برايم فرقي نمي‌كند كه قبلاً صاحب فر و شكوه و اولين حكومت پادشاهي دنيا! بوده باشيم و چه و چه و چه... مهم اين‌جاست كه حال چه داريم و كه هستيم و كجا مي‌رويم؟ آيا توانايي اين را داريم كه به جاي نشستن سر ميز رستوران‌هاي درجه چندم اروپا و بحث‌هاي بيهوده و تكراري، به دانشگاه‌هايشان هم سركي بكشيم و از دايره‌ي وسيع دانششان بهره‌اي بگيريم و بحث‌هايمان را آن‌جا مطرح كنيم كه برايشان ارزشي داشته باشد!

كاش اين‌جا بوديد و فرانك و ئه‌سرين و فريبا و هدي و ... را مي‌ديديد و از خواسته‌هايشان آگاهي پيدا مي‌كرديد! نسل حاضر را ديگر نمي‌توان با شيوه‌ي دهه‌هاي قبل و بحث‌هايي كه از فرط كهنه‌گي، پوسيده شده‌اند، مجاب نمود چرا كه آنها به علت دسترسي به منابع دست اول و شناخت فلسفه‌ي علم و بهره‌گيري از دانش نوين و شكستن مرزهاي موجود، توانايي من و شما را به ديده‌ي ترديد نگريسته و برايشان آن‌چه مهم است توليد‌كنندگي در حيطه‌ي دانش است و توليد كننده را چنان ارج مي‌نهند كه لايقش است...

چنان‌چه بخواهيم مقبوليت و مشروعيتمان  در آينده خدشه‌اي نگيرد ناگزيريم به آنچه لازمه‌ي ماندن است آگاه شويم و قواعد بازي را درست رعايت نمائيم... باز هم نمي‌فهمم چرا به جاي اين‌همه سياست‌مدار! كه در جاي‌جاي كردستان به وفور يافت مي‌شوند درصدي ناچيز (كه در مقايسه با آن كفايت هم مي‌كند) تحصيل‌كرده‌ي علوم پايه نداريم كه حرفي براي گفتن داشته باشند؟! يعني ملت...!!!

لابد  گه‌لي كورد جملگي نظر آن آقاي هم‌شهري را دارند كه تابستان پارسال در سروآباد با آب و تاب ملت را ارشاد مي‌كرد كه :

برُوُن شوكري خوا بكه‌ن كه ته‌واوه‌تي كافران خه‌ريكن شه‌و و روُژ وه‌كوو سه‌گ! كار ئه‌كه‌ن و نه‌تيجه‌كه‌ي ئيُمه ئه‌يبه‌ين! ئه‌وان وه‌كوو به‌شاره‌تي خواوه‌ندي عاله‌م كه به موسولُماناني داوه بوون به باربه‌ري ئيُمه و باري ئيُمه وا به كوُلُيانه‌وه!!! ماشين چاك ئه‌كه‌ن، ئيُمه سواري ئه‌بين! كامپيوُتيُر درووست ئه‌كه‌ن، ئيُمه كاري پي‌ُئه‌كه‌ين .... برُوُُن شوكري خوا كه‌ن!!! له‌وان كار كردن و بار بردن! له ئيُمه سوار بوون و خواردن!!!

باز هم نوشته‌ام را توهين به گه‌لي كورد! ندانيد و کُرد بودن را در داد و فرياد و کُردم کُردم تفسير نفرمائيد...

 

  نظرات ()
مطالب اخیر ۱۳٩٦/٥/۱٥ خێره‌کانی مردن له کوردستاندا! نیشتمانپه‌روه‌ر! هــه‌ڵـــه‌بــــجه! خه‌ڵک! شه‌ڵماش ره‌وگه ره‌وگه ئه‌م " که‌رکووک " ه ئاقیبه‌ت ....! ۱۳۸٦/۳/٩
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب