نویسنده (های) وبلاگ س.عیلمی‌زاده
آرشیو وبلاگ
      مامۆستا و خوێندکاران ()
معلم نویسنده: س.عیلمی‌زاده - ۱۳۸٢/٢/۱٥
امروز در سروآباد مراسم تقدير از معلم برگزار مي‌شود.
مطلب زير را براي هفته نامه‌ي سيروان نوشته‌ام بخوانيد
مشكل از كجا شروع مي‌شود؟
در طول سال و به مناسبت‌هاي مختلف، شاهد برپايي مراسم گوناگون و متنوعي هستيم كه يكي از اين مناسبت‌ها نام‌گذاري هفته‌اي به نام « هفته معلم » در اردي‌بهشت‌ماه مي‌باشد. در اين هنگام، همه از اداره‌ي غلات كشور گرفته تا سازمان حج و اوقاف زبان به تكريم معلم مي‌گشايند و آنها را ناجيان بشريت و كارشان را عبادت مي‌خوانند. 358 روز ديگر سال، معلم موجود گمشده‌اي در رسانه‌ها، جلسات وزيران، صدا و سيما و …مي‌باشد كه گويي همه توافق كرده‌اند تنها هفت روز از سال از آنها نام برده شود. حالا در اين هفته چه بحث‌هايي مي‌شود و گفته‌ها حول چه محورهايي هستند جاي خود دارد اما در اين ميان آنچه به ذهن نگارنده به عنوان معلمي كه از نزديك در جريان مسايل و مشكلات امر هستم، مي‌رسد پيرامون دو محور اصلي است:
1- يكي از مشخصه‌هاي جوامع سنتي كه تبعات منفي آن گريبان‌گير اكثريت افراد آن جامعه‌ مي‌باشد اين‌ست كه همه شخصِ خود را محور و ملاك قضاوت در باره‌ي مسايل قرار داده و بر اساس معيارها و فاكتورهايي كه بر پايه‌ي نگرش خاص خود به قضايا در آنها به وجود آمده است داوري نموده و تبعاً در امر قضاوت دچار اشتباهات فراواني مي‌شوند. معلم هم مانند يكي از افراد جامعه كه از افكار حاكم بر آن به دليل زندگي در چنين جامعه‌اي تأثير‌پذير بوده و در نتيجه ممكن است داراي مشخصه‌ي ذكر شده باشد و مضاف بر اين به دليل وجود فرهنگ توهم در بين اكثريت، معمولاً با ديده‌ي ترديد به جريانات نگريسته و به سختي قادر به قبول چيزي مي‌باشد كه قبلاً تجربه نشده و نتيجه‌ي آن از قبل مشخص نباشد. «ريسك نمي‌كنم» يكي از واژگان پركاربرد در بين معلميني مي‌باشد كه به هيچ وجه امنيت شغلي نداشته و به علت نبود حاميان واقعي و در نتيجه متزلزل بودن موقعيت فردي حاضر به اقدامي خارج از چهارچوب قواعد اداري نمي‌باشند. بسياري از مواقع شاهد بروز مواردي بوده‌ايم كه در قانون آموزش و پرورش چنين موقعيتي پيش‌بيني نشده است، اين‌جاست كه معلم از بيم موارد فوق‌الذكر و هراس از جوابگو بودن به مافوق در آينده ابتدا بر اساس نگرش فردي كه ناشي از در نظر گرفتن خود در ابتداي كار مي‌باشد از ارائه‌ي راهكار و عرضه‌ي افكار بازمانده و مجبور است علي‌رغم وقوف به امر و توانمندي در حل آن تنها نظاره‌گر به هدر رفتن توانايي‌هاي خود باشد و همين مسئله نارضايتي، دل‌سردي، بي‌انگيزگي و به هم ريختن آرامش اعصاب او را باعث مي‌شود و طبيعي است چنين معلمي با وجود چنين مشكلاتي نمي‌تواند در كلاس درس موفق بوده و منشأ خدمت باشد. گمان مي‌كنم با اندكي تفكر و تأمل در مسأله و درك واقعيات مي‌توان با كنارگذاردن انديشه‌ي ناصواب نشستن و به اميد آينده‌ي دل‌خواه ايستادن، تفكر به شدت سنتي حاكم بر آموزش و پرورش كشور را به سوي آينده‌اي روشن رهنمون كرد. هر گاه جامعه‌ي معلمي كشور به اين قناعت برسند كه در مواجهه با مسائل و در بدو امر، آنچه مهم است مصلحت اكثريت است نه موقعيت فردي مي‌توانند به آينده‌ي بهتر اميدوار باشند. ذكر نمونه‌اي كوچك مي‌تواند مطلب مورد بحث را واضح‌تر نمايد:
در هر زمان كه ايده‌ي تشكيل انجمن معلمين مطرح شده است، اكثريت از بيم احضار توسط حراست و گزينش و اتاق‌هاي تودرتوي ادارت آموزش و پرورش حاضر به عضويت و حتي تأييد چنين حركتي نشده‌اند و در نتيجه با تنها ماندن بانيان اين تفكر، به راحتي امكان تهاجم به آن را فراهم آورده‌اند بدون آنكه با لختي تأمل قانع شوند كه بر اساس آيين‌نامه‌هاي خود آموزش و پرورش وجود چنين تشكلاتي قانوني بوده و منعي ندارد.
2- « حرمت امام‌زاده را متولي نگه مي‌دارد » عبارتي است كه قديم‌الايام در بين مردم شايع بوده است. متأسفانه سازمان آموزش و پرورش كه بايد به عنوان اولين پناه و مأمن معلمين مطرح باشد خود به كرات حرمت كاركنان خود را زير پا گذاشته و فرهنگ بي‌حرمتي به معلم و جوابگو نبودن در قبال آن را به همه و از جمله دانش‌آموزان آموزش داده است. امروزه ديدن منظره‌ي جدال فيزيكي شاگرد با معلم بسيار عادي شده است چون تمام دانش‌آموزان به اين امر واقف شده‌اند كه در صورت بروز مسئله‌اي مابين آنها و معلمشان چنانچه كار به اداره بكشد، مسلماً مسؤلين و مشاورين عزيز اداره با استفاده از واژگان دلفريبي كه از لابه‌لاي كتب روانشناسي و اصول تعليم و تربيت دستپخت نويسندگان اروپايي آموخته‌اند، اولين كسي را كه بلااستثناء مقصر مي‌شناسند، معلم بي‌چاره‌اي است كه همگي مسؤليت دفاع از او را از خود سلب كرده‌اند.
موارد ياد شده يكي از هزاران هزار دردي است كه جامعه‌ي پرجمعيت معلمي كشور با آن مواجه است. تا زماني كه «من»ها «ما» نشوند و ديدگاه مسؤلين امر تغيير اساسي نيابد، آش همان است و كاسه همان. بحران آموزشي و پرورشي كه كشور شاهد آن است در صورت درك توسط برنامه‌ريزان و مديران ارشد سازمان، قابل مهار است اما اگر دير بجنبيم شيرازه‌ي امر بسيار خطرناك‌تر از وضعيت كنوني از هم پاشيده و در اين بين، همه از معلم گرفته تا سازمان آموزش و پرورش مقصر خواهند بود.
  نظرات ()
مطالب اخیر ۱۳٩٦/٥/۱٥ خێره‌کانی مردن له کوردستاندا! نیشتمانپه‌روه‌ر! هــه‌ڵـــه‌بــــجه! خه‌ڵک! شه‌ڵماش ره‌وگه ره‌وگه ئه‌م " که‌رکووک " ه ئاقیبه‌ت ....! ۱۳۸٦/۳/٩
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب